کتاب وقتی لاکی عصبانی می شود اثر جمعی از نویسندگان انتشارات نردبان
ناموجود
لاكی مدرسه را دوست داشت. در مدرسه با دوستانش بازی میكرد و از بازی كردن با آنها لذت ميبرد. گاهی لاكی ناراحت میشد و كارهای زشتی میكرد. وقتی عصبانی میشد با دوستانش دعوا میكرد. خانم معلم از لاکپشت دانا كمک گرفت. لاکپشت دانا با لاكی صحبت كرد و به او گفت كه موقعی كه عصبانی میشود چكار كند.